خواجه نصير الدين الطوسي

119

اخلاق ناصرى ( فارسى )

و آنچه بدان ماند و منفعت هر يكى بحسب منزلت او باشد و اللّه اعلم بالصواب : فصل نهم در حفظ صحت نفس كه آن بر محافظت فضايل مقصور بود چون نفسى خير و فاضل باشد و بر نيل فضيلت و تحصيل سعادت متوفر و باقناء علوم حقيقى و معارف يقينى مشعوف ، واجب بود بر صاحبش اهتمام باموريكه مستدعى محافظ اين شرايط و اقامت اين مراسم باشد و چنان‌كه قانون حفظ صحت بدن در طب استعمال ملايم مزاج بود قانون حفظ صحت نفس ايثار معاشرت و مخالطت كسانى باشد كه در خصال مذكور با او مشاكل و مشارك باشند چه هيچ چيز را تأثير در نفس زياده از تأثير جليس و خليط نبود و همچنين احتراز از مؤانست و مجالست كسانى كه بدين مناقب متحلى نباشند و على الخصوص از اختلاط اهل شر و نقص مانند گروهى كه بمسخرگى و مجون شهرت يافته باشند يا همت باصابت قبايح شهوات و نيل فواحش لذات مصروف گردانيده چه تجنب از اين طايفه حافظ صحت را مهمترين شرطى و واجب‌ترين چيزى بود و همچنانكه از مخالطت ايشان حذر واجب بود از اصغاى احاديث و حكايات و استماع اخبار و محاورات و روايت اشعار و مزخرفات و حضور مجالس و محافل ايشان خاصه وقتى كه باستطابت ( طلب خوشى ) نفس و ميل طبيعت مشوب خواهد بود حذر واجب بود چه از حضور يك مجمع يا از استماع يك چيز نادر يا از روايت يك بيت در آن شيوه چندان وسخ و خبث بنفس تعلق گيرد كه تطهير از آن جز بروزگار دراز و معالجات دشوار ميسر نگردد و بسيار بود كه امثال